|
|
|
|
|
انگيش پچ: يعني چسبان مثل عسل يا شيره انگور غليظ
اوچغون : پاره آتش (اخگر) سوپپانقرنلدق (Soppanghrenladgh) : تیکه انداختن - کنایه گفتن اگردق (Agredegh) : ریسیدن خصوصا برای ریسیدن پشم گوسفند یا موی بز که توسط پیرمردان و پیرزنان روستا در زمستان به عنوان نوعی سرگرمی انجام می گیرد. |
||
|
|
|
|
|
کله خور: شوم ، نحس .
چوغن : کولاک ، برف و بوران سنگین همراه با وزش باد شدید حپشه : وحشی |
||
|
|
|
|
|
قرب (Ghrreb) : از کلمه های بسیار کم استعمال و نادر است . قرب به حالتی می گویند که الاغ ، سگ یا گربه ای گوشهای خود را به عقب می خواباند و حالت حمله به خود می گیرد . در واقع این حالت عکس حالت چور است .
|
||
|
|
|
|
|
سوسوک بورن (سوسوک دماغ) : یعنی آدم نحیف و لاغرمردنی سنجد کاشتن : یعنی گوزیدن یا چسیدن کوره (Kavarah) :هر چیزی که شبیه کاسه یا قدح باشد مثل لاک لاک پشت یا جمجه سر انسان بی قویرق : بی غیرت / بی عرضه |
||
|
|
|
|
|
اوتئره (Utera) :
به معنای " به خاطر کسی یا چیزی" مثلا : علیدن اوتئره یعنی به خاطر یا برای علی |
||
|
|
|
|
|
گورم (Gavrum) :
گورم در معنای "برشته بودن " چیزی است .مثل برشته بودن نان یا تخمه موقع پختن
|
||
|
|
|
|
|
قررم (Ghrrem): درو ، اما نه درو گندم و جو .بلکه به معنی از بین بردن با حالتی شبیه درو کردن است .مثلا در زبان فارسی می گوییم " او با اسلحه ای همه دشمنان را درو کرد" در معنی دیگر درو کردن ناقص را گویند به صورتی که از ته نباشد مثلا درو کردن یونجه نه از سطح زمین بلکه بالاتر .
جمله از حاج علی اکبر شکاری : " دونن خونق افغانئ قررم ادئ" معنی تحت اللفظی : دیروز سرما افغانستان را درو کرد (دیروز عده زیادی از مردم افغانستان در اثر سرما از بین رفتند) |
||
|
|
|
|
|
چور(Choor) : هنگامی که الاغی ، الاغی دیگر را می بیند گوشهایش را به سمت جلو می خواباند و در واقع حالت تهاجم به خود می گیرد . معمولا کسی که سوار الاغ است با دیدن این حالت گوشهای الاغش پی می برد که الاغ حالت آرامشش را از دست داده است لذا سعی میکند آنرا آرام کند .به این حالت گوشهای خر که به سمت جلو یا هر سمتی که الاغ دیگر باشد خم می شود را چورمی گویند و اصطلاحا میگویندکه که " خر گوشهایش را چور کرده است"
|
||